نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۲۱ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

عنان دل به مژگان می‌توان داد

دو عالم را به طوفان می‌توان داد

اگر دلگیر باشد یار از کس

برای نیستی جان می‌توان داد

به گوش دل سروشی می‌توان گفت

سرودی یاد مستان می‌توان داد

ز بویت شش جهت گلدسته بند است

به پای خار و گل جان می‌توان داد

خریدار است اسیر امروز یادش

دل و جان دین و ایمان می‌توان داد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توصیف عشق و احساسات عمیق انسانی می‌پردازد. او می‌گوید که عشق می‌تواند دل را به مژگان (چشم) بسپارد و تمام دنیا را تحت تأثیر قرار دهد. اگر محبوب دلگیر باشد، شخص می‌تواند جان خود را فدای او کند. همچنین، شاعر به قدرت عشق اشاره می‌کند که می‌تواند سروشی را به دل بگوید و یادآور لذت‌های زندگی باشد. بوی معشوق نیز تمام جهات را تحت تأثیر خود قرار می‌دهد و فرد می‌تواند جانش را برای او فدای کند. در پایان، به یادآوری از علاقه‌مندی به معشوق اشاره می‌کند که حتی امروز نیز ارزش دل و جان را برای او دارد.