شمارهٔ ۴۲۶ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
کجا بیکاوش دردی صد چاک میزیبد
هلاک تشنگی را دیده کی نمناک میزیبد
لباس اهل دل هم نیست از کیفیتی عریان
کسی گر خرقهای پوشد ز برگ تاک میزیبد
به خام افتادهام من التفاتی گوشه چشمی
شکار سرگرانی را نگه فتراک میزیبد
سبکروح محبت همچو شبنم گل کند منزل
نشیمن صورت دیوار را از خاک میزیبد
اسیر از خاطر ما نگذرد هشیار آن بدخو
قیامتجلوگی را روی آتشناک میزیبد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی موضوعاتی از جمله درد و تشنگی، لباس روحانی و معنوی، و عشق و محبت میپردازد. شاعر با اشاره به اینکه هیچ جا بدون کاوش، درد وجود ندارد، نشان میدهد که احساسات عمیق و واقعی نیاز به جستوجو و گاهی تحمل رنج دارند. همچنین، لباس اهل دل درواقع نمایانگر معنویت است و اینکه کسی تنها با پوشیدن ظاهری نمیتواند به حقیقت دست یابد. شاعر به خودآگاهی و جستوجوی لذت و عشق در زندگی اشاره میکند و تاکید میکند که محبت به ایجاد آرامش و زیبایی در زندگی منجر میشود. در نهایت، هشیاری در برابر دشواریهای زندگی و عشق، نشاندهندهی آگاهی از مسیرهای سخت و پرچالش است.