نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۳۳ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

سخنها بر زبان چون رشته ها بر سوزنی پیچید

خوش آزاری کشد هوشی که در فهمیدنی پیچد

دلم گر پنجه با فولاد گیرد تا بد از جوهر

ندارد دستم آن قدرت که طرف دامنی پیچد

به خارم هر که آتش می زند در پرده می سوزم

مبادا دود تلخی در دماغ دشمنی پیچد

نبندد خواب غفلت بال پرواز دل روشن

ندیدم ذره ای هرگز به دام روزنی پیچد

به این نیرنگها صید دلم کردن به آن ماند

که طفل از ساده لوحی بلبلی در گلشنی پیچد

ز بیم حرف سرد دوستان آتش مزاجان را

نفس دودی است کز باد صبا در گلخنی پیچد

نفس پیچد چو دود از وصف هر مویش اسیر امشب

چه خواهم گفت اگر آن طره در پیچیدنی پیچد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به مضامین پیچیدگی و زحمت در فهم و ارتباطات اشاره دارد. او می‌گوید که کلمات مانند رشته‌هایی بر سوزن پیچیده می‌شوند و تنها درک و فهم عمیق می‌تواند این پیچیدگی‌ها را ش解 کند. دل شاعر در جستجوی قدرتی است که بتواند بر مشکلات غلبه کند، اما او به عجز خود اعتراف می‌کند. احساساتی چون آتش و دود نیز نماد احساسات درونی و روابط انسانی هستند و شاعر به حساسیت‌های موجود در روابط خود اشاره می‌کند. در نهایت، تأکید بر سادگی و معصومیت انسانی در مقابل دنیای پیچیده اطراف بیان شده است.