شمارهٔ ۴۳۴ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
دلم تا چند از شرم نگاهی مضطرب گردد
همان بهتر که پیش دادخواهی مضطرب گردد
خوشا بزمی که از جوش دل آهی مضطرب گردد
نگاهی مضطرب گردد نگاهی مضطرب گردد؟
فسردن سوخت خون نا امیدی در رگ جانم
خوشا آن دل کز امید نگاهی مضطرب گردد
نسب از کوره سیماب دارد خاطر عاشق
بسوزد هر دو عالم را چو آهی مضطرب گردد
طبیبم گر تو باشی روز و شب از درد می خواهم
که نبض ناتوان من الهی مضطرب گردد
پشیمانی بدل کرد آنکه کوه صبر مستان را
الهی مضطرب گردد الهی مضطرب گردد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به توصیف احساسات و اضطرابهای دل میپردازد. او از شرم و نگرانی سخن میگوید که ممکن است بر دلش غلبه کند و از امید و ناامیدی درونی خود مینویسد. او به بزم و شادی اشاره میکند که میتواند از دل معذب او برآید. همچنین به عشق و درد و آرزوی درمان میپردازد و در نهایت، به حالت پشیمانی اشاره میکند که میتواند دل را به شدت تحت تأثیر قرار دهد. به طور کلی، شعر در فضایی پر از احساسات متناقض و درگیریهای درونی نگریسته میشود.