نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۴۰ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

دل شکسته درستی پذیر می گردد

ز پا فتادگیم دستگیر می گردد

که دیده مشت غباری به آن زمینگیری

عبیر پیرهن چرخ پیر می گردد

ضعیف نالی از آن بیشتر نمی باشد

خموشی از دم سردم صفیر می گردد

چه مدعا چقدر باب انتظار است این

به کام خویشم و نالم که دیر می گردد

بنای خانه الفت ز موم می سازد

اگر زمانه به کام اسیر می گردد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات دل‌شکستگی و ناتوانی می‌پردازد. شاعر به این موضوع اشاره دارد که در زمان سختی و شکست، انسان نیاز به کمک و حمایت دارد. او به تصویری از ضعف و تنهایی اشاره می‌کند و به تأخیر در رسیدن به آرامش و خواسته‌هایمان اشاره می‌کند. همچنین، شاعر تأکید می‌کند که عشق و دوستی همچون خانه‌ای ساخته شده از موم است که به راحتی تحت تأثیر زمانه قرار می‌گیرد. به‌طور کلی، شعر نشان‌دهنده fragility (نابودی‌پذیری) و پیچیدگی روابط انسانی و احساسات است.