نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۳۸ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

با ذوق گریه از دل خوناب کم نگردد

تا ابر مایه دارد سیلاب کم نگردد

کی گریه می تواند خالی کند دلم را

از کاسه حبابی گرداب کم نگردد

در دست اهل همت سیماب می شود سیم

از کیسه لئیمان سیماب کم نگردد

تنگ است چشم گردون تنگ است عرض مطلب

منگر که از بساطش اسباب کم نگردد؟

مردم اسیر و باقی است در سرخیال ساقی

کیفیت محبت از خواب کم نگردد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به احوالات عاطفی و درونی شاعر اشاره دارد. شاعر بیان می‌کند که با وجود گریه و درد، هیچ چیز از عمق احساساتش کاسته نمی‌شود و همچنان دلش پر از غم و اندوه است. او می‌گوید که نمی‌توان تنها با اشک ریختن، دل را خالی کرد و دردها همچنان باقی می‌مانند. همچنین به تلاش و همت اشاره می‌کند که اگرچه ممکن است تغییراتی ایجاد شود، اما عمق احساسات و خیالات همچنان پا برجاست و از آنها کاسته نمی‌شود. در نهایت، گذاری به عشق و محبت می‌زند و یادآوری می‌کند که حال و هوای عشق همچنان حفظ می‌شود و از آن کاسته نمی‌گردد.