نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۴۱ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

در آن وادی که سرعت خاک دامنگیر می‌گردد

جنون همچون صدا در حلقه زنجیر می‌گردد

عداوت با دل بی‌کینه رنگین رفتنی دارد

ز خون واژگون‌بختان دم شمشیر می‌گردد

شکست کار عاشق داغ دارد مومیایی را

غبارم صندل دردسر تعمیر می‌گردد

خروشی از نی هر استخوانم بی‌تو می‌جوشد

که خون در حلقه‌های دیده زنجیر می‌گردد

هما پروانه شمع مزارم گشته پندارد

ز تنهایی شهید بی‌کسی دلگیر می‌گردد

ز شوقت گر کشد حیران نگاهی در نظرگاهی

به خون غلتد هوس گرد سر تصویر می‌گردد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توصیف احساسات و حالات انسانی در دنیایی پرآشوب می‌پردازد. او از جنون و رنج ناشی از عشق سخن می‌گوید و تعاملات انسانی را با تصاویری از تنهایی و درد بیان می‌کند. با استفاده از تصاویری مانند حلقه زنجیر، خون و شمع، احساسات عمیق و تلخی را به تصویر می‌کشد. شاعر همچنین به عشق و اشتیاق اشاره می‌کند که می‌تواند به عذاب و حیرت منجر شود. این اندیشه‌ها نشان‌دهنده تقابل عشق، تنهایی و جنون هستند.