نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۴۷ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

ز آهم خاطر منت گساران تازه می گردد

ز اشکم کینه مطلب حصاران تازه می گردد

به آتشپاره های داغ دل بیجا نمی نازم

به خون غلطم بهار لاله کاران تازه می گردد

به رنگ می هماغوش شکستن توبه ای دارم

که از داغش دل مطلب خماران تازه می گردد؟

به رویش اشک می ریزم به سویم گرم می بیند

دماغ شعله در گلگشت باران تازه می گردد

به تیغ سینه صافی سرنوشت کارها دارم

بهار شعله ها از خون باران تازه می گردد

هلال حسرتم صبحم وصالم عالمی دارم

ز مرگ و زیستم غمهای یاران تازه می گردد

اسیر بیزبانم فرصت توفیقها دارم

ز صیدی گرد این چابک سواران تازه می گردد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر با استفاده از تصویرسازی‌های قوی و احساسات عمیق، به بیان درد و رنج خود و دیگران می‌پردازد. او از آتش درون و اشک‌هایی که می‌ریزد سخن می‌گوید و تأثیر این احساسات بر زندگی‌اش را توصیف می‌کند. هر بیت به نوعی نشان‌دهنده تجدید حیات در دل‌های زخمی و توجه به غم‌های افراد دیگر است. شاعر همچنین به احساس حسرتی اشاره می‌کند که ناشی از ناکامی‌ها و مشکلات زندگی است و در نهایت به اسارت در بی صدایی و انتظار برای فرج و فرصت‌های جدید اشاره می‌کند. این شعر با غم و حسرت عمیق، بازتابی از واقعیت‌های تلخ زندگی است.