شمارهٔ ۴۵۰ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
گردیده ام اسیر دوا یا علی مدد
ضعفم رسا فتاده رسا یا علی مدد
مشکل گشای بی سر و پایان عالمی
خوش گشته ایم بی سر و پا یا علی مدد
پیچیده ضعف چون رگ و پی در وجود من
رفتار گشته حسرت پا یا علی مدد
ای خاک جلوه گاه سگانت طبیب خیز
گردم به باد داد دوا یا علی مدد
افتاده ام چو حرف عبث در میان خلق
شرمنده ام ز شاه و گدا یا علی مدد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر حالتی از اسارت و نیاز به کمک است. شاعر به ضعف و ناامیدی خود اشاره میکند و از امام علی (ع) درخواست یاری میکند. او احساس میکند که در دنیای بیفرجام و مشکلات محاصره شده و به درمان و تسکین نیاز دارد. تصویرهایی از احساس شرمندگی و بیپناهی در میان مردم نیز در شعر به چشم میخورد و در نهایت، شاعر به زمین و خاک مقدس امام علی (ع) اشاره میکند که او را به درمان و نجات امیدوار میسازد.