شمارهٔ ۴۵۱ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
مالک رقاب فتح و ظفر یا علی مدد
از پافتاده ایم دگر یا علی مدد
روشن سواد دیده آیینه گشته ایم
یکبار گفته ایم اگر یا علی مدد
آتش فروز چهره شرمندگی مکن
دل بسته است از تو کمر یا علی مدد
خوش پایمال خصمی افلاک گشته ام
می خواهم از دل تو جگر یا علی مدد
آیینه خانه دو جهان است مهر تو
چشم دل و چراغ نظر یا علی مدد
خورشید ذره ای شده از خاک راه من
تا سایه ات فتاده به سر یا علی مدد
همت ز دستیاری خود بود روشناس
ابر محیط قطره گهر یا علی مدد
روشنگر است رای تو عالم به دست تو
آیینه ساز شام و سحر یا علی مدد
چون غیر درگه تو ندارد پناه اسیر
می خواهد از تو فتح و ظفر یا علی مدد
از کلک هر نفس که کشم در ریاض جان
انشا کنم به رنگ دگر یا علی مدد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر مضمون طلب یاری و مدد از حضرت علی (ع) را بیان میکند. شاعر با احساس نیاز به کمک و راهنمایی علی (ع) از پستی و گرفتاریهای خود سخن میگوید. او از نور و روشنایی مهر علی (ع) حرف میزند و اینکه دیدگان او آینهای از صفات آن بزرگوار است. شاعر به آتش شرمندگی و سختیها اشاره میکند و از علی (ع) میخواهد که در برابر دشمنان و مشکلات، یار و یاور او باشد. در نهایت، او بر این باور است که هر لحظه بر زبان خود دعا و درخواست کمک از علی (ع) را جاری میسازد و امیدوار به فتح و ظفر از درگاه اوست.