نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۶۰ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

دیوانه ما قحط خریدار پسندد

از سوختگی گرمی بازار پسندد

شایستگی درد به درمان نخرد کس

بیزارم از آن درد که عطار پسندد

گر سینه اقبال کنی چاک نیابی

امروز دلی را که غم یار پسندد

از بسکه خجل گشته ز ناکامی مطلب

محرومی عاشق دل بیعار پسندد

از حسن طلب سوخت لب اظهار کدام است

مخمور نگه ساغر سرشار پسندد

در عالم دلسوختگان ساختگی نیست

گر دیده داغ است که دیدار پسندد

دیوانه دلی خواهد و سودای رسایی

زنجیر زند برهم و زنار پسندد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به کنایه و استعاره‌های زیبای عاشقانه و عاطفی اشاره دارد. شاعر به توصیف تجربیات و احساسات یک دیوانه (عاشق) می‌پردازد که در جستجوی محبت و عشق است. او به دردها و ناکامی‌های عاشقان اشاره می‌کند و می‌گوید هیچ کس برای درد عشق دارویی نمی‌خرد. بلکه آنچه او را خوشحال می‌کند، دردی است که نتیجه عشق و علاقه واقعی باشد. شاعر همچنین به تضاد بین زیبایی و رنج اشاره می‌کند و می‌گوید که عشق واقعی نه تنها دلسوزی می‌آورد بلکه زنجیری است که دل را به سوی خود می‌کشاند. در نهایت، می‌توان گفت که شعر به عمق عشق و احساسات عاشقانه و گاهی دردناک پرداخته است.