نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۶۲ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

غبار عشقم از انجام من آغاز می بارد

گرفتاری هنوزم از پر پرواز می بارد

به رقص آورده دلها را خیال چشم بدمستی

چه شرم است اینکه از هر بیزبانی راز می بارد

مشبک گشت جانم دل به سیلاب فنا دادم

هنوز از جنبش مژگان شوخش ناز می بارد

تغافل پیشه مستی گرم استغنا چه می دانی

که از گرد شهیدانت هنوز آواز می بارد

هوای عالم دیوانگی کیفیتی دارد

شرر چون اشکش از ابر چمن پرداز می بارد

ز شاهین حمله طفلی گشته ام صید گرفتاری

که از گرد ره جولان شوخش ناز می بارد

نگاه مجلس آرا آن نگاه مجلس آرا شد

اثر از ساز می بارد اثر از ساز می بارد

اسیر از بیزبانیها غباری شو اگر مردی

در اقلیم محبت دل ز ابر راز می بارد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و احساسات عمیق انسانی است. شاعر از حالت‌های عاشقانه و غم و شوقی که در دل داشته، سخن می‌گوید. او به زیبایی و جذابیت نگاه معشوق اشاره می‌کند و به قدرت عشق که انسان را درگیر می‌کند، می‌پردازد. همچنین، از درد و رهایی ناشی از این عشق صحبت می‌کند و به تأثیرات عاطفی آن بر زندگی و وجود خود اشاره دارد. در نهایت، شاعر همه این احساسات را به زیبایی و لطافت توصیف می‌کند و به روابط انسانی و عواطف مشترک بشر اشاره دارد.