شمارهٔ ۴۷۱ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
ز آهم هر طرف دل وحشتستان دگر دارد
خدنگی را که پر برق است پیکان دگر دارد
بود صیادی الفت چو شعر مبتذل گفتن
شکار انداز تنهایی شدن شان دگر دارد
ز نشتر زار زیر آسمان چون سبزه می لرزم
که در هر سایه خاری گلستان دگر دارد
زچشم جوهر تیغت مروت می توان دیدن
که در هر مرهمی زخم نمایان دگر دارد
منقش بال طاوسی است هر یک آشیان گردون
که از هر پر فشانی برگریزان دگر دارد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به احساسات عمیق و نگرانیهای خود اشاره میکند. او از آتش دل و وحشت میگوید و اینکه هر طرف به نوعی درد و رنج احساس میشود. صیاد به وجود رابطهای دمدستی و سطحی اشاره میکند که به تنهایی انسانها میانجامد. شاعر برای نشان دادن زخمهای روحی و دردهایی که زیر سایههای مختلف وجود دارد، از تصاویری چون نشتر و گل استفاده میکند. در انتها، بال طاوس را به زیبایی زندگی تشبیه میکند، ولی بر این نکته تأکید دارد که هر زیبایی ممکن است زخمهایی پنهان در خود داشته باشد.