شمارهٔ ۴۹۲ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
تغافل در نگه پنهان که دارد
تبسم زیر لب خندان که دارد
ز مژگان می نویسم سطر اشکی
سواد نسخه طوفان که دارد
دل صد پاره دارم در گریبان
گل صدبرگ در دامان که دارد
سراغش می دهم دیوانه اش من
سری در سایه مژگان که دارد
فرنگستانی از هر گردش چشم
که دارد ای مسلمانان که دارد
اسیر از راست بازار محبت
سراغ درد بیدرمان که دارد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی احساسات و عواطف انسانی میپردازد. شاعر از غم و غصه خود در دل، و عشق و زیباییهایی که در اطرافش میبیند، صحبت میکند. او به دنبال کسی است که میتواند دردهایش را درک کند و نگاهی به آن شخص به عنوان یک منبع امید میکند. تضاد عشق و درد، و زیبایی و غم در کلمات شاعر به وضوح حس میشود. او همچنین به نوعی انتقاد از وضع موجود و عدم توجه به عواطف انسانی در جامعه میپردازد. در نهایت، شعر فضای عاطفی عمیقی را از جستجوی عشق و راحتی در میان سختیهای زندگی به تصویر میکشد.