نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۹۷ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

شمع بزم تو دماغ از می شوخی دارد

در سیه خانه شب جلوه لیلی دارد

حرفی از اول ارشاد (و) جنون می پرسم

مصرع ناله زنجیر چه معنی دارد

سبزه گل می کند از دامن مژگان سیاه

بخت عاشق نظر از سایه طوبی دارد

مست و هشیار درین میکده گشتند غبار

کس ندانست که گردون به که دعوی دارد

هرگز آهوی نگاه تو نشد رام اسیر

دل خود را به چه صیاد تسلی دارد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف حس عشق و حالاتی که در میکده و شب تجربه می‌شود، می‌پردازد. شاعر از زیبایی‌ها و پیچیدگی‌های عشق صحبت می‌کند و به تضاد میان هشیاری و مستی اشاره می‌کند. او پرسش‌هایی درباره جنون و اشتیاق می‌پرسد و زیبایی خاصی را در چشمان معشوق توصیف می‌کند. همچنین به آزادی دل عاشق در برابر اسارت ناشی از عشق اشاره دارد. به طور کلی، شعر به احساسات عمیق و پیچیده عاشقانه پرداخته و زیبایی‌های آن را به تصویر می‌کشد.