شمارهٔ ۴۹۹ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
ز ابر جلوه مهتاب تازگی دارد
به زیر خرقه می ناب تازگی دارد
به بزم دل چه گل از دیده می توان چیدن
چراغ در شب مهتاب تازگی دارد
گزند نیست گر اندیشه گزندی نیست
سپند مجلس احباب تازگی دارد
ندید گوش گران غفلت آنکه می گوید
به چشم حلقه در خواب تازگی دارد
در آن دیار که بر دشمنان نمی خندند
ستم ظریفی احباب تازگی دارد
زحلقه حلقه زنجیر و قطره قطره اشک
بهار و شبنم و سیماب تازگی دارد
سبک عنانی اگر شرط ناخدا است اسیر
گران رکابی گرداب تازگی دارد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیباییهای زندگی و تجربیات تازه اشاره دارد. شاعر با استفاده از تصاویر شاعرانه، به تازگی و نو بودن احساسات و لحظات در زندگی میپردازد. او به زیباییهای شب و نور مهتاب اشاره میکند و میگوید که هر چیزی در بزم دل، از جمله عشق و دوستی، تازگی دارد. همچنین، شاعر به اهمیت غفلت نکردن از زیباییهای دنیا تأکید میکند و به نوعی، دعوت به آگاهی و لذت بردن از لحظات زندگی میکند. در نهایت، اشاره به ناپایداری و ستم در روابط انسانی نیز از مضامین مهم شعر است.