نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۰۳ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

تماشای بهار عافیت گل چیدنی دارد

اگر در خواب باشد روی مطلب دیدنی دارد

دل دریا دو نیم است از امید و بیم پنداری

ز جذر و مد نفس دزدیدنی بالیدنی دارد

ز شمع وگل بلای گریه رنج خنده می پرسی

گدا از بیزبانی هم غلط پرسیدنی دارد

نگشتی بوی گلشن دود گلخن می توانی شد

به هر رنگی که باشد در جهان گردیدنی دارد

به هر عنوان تسلی می دهد دل را اسیر او

خیال گریه چون زور آورد خندیدنی دارد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی‌های بهار و تضادهای احساسی اشاره دارد. مشاهده بهار و امید به زندگی، در کنار دغدغه‌های درونی و احساسات متضاد را به تصویر می‌کشد. شاعر از دل دریایی سخن می‌گوید که هم امید دارد و هم بیم، و به تأثیر گل و شمع بر روح انسان اشاره می‌کند. در نهایت، بر این نکته تأکید می‌کند که زندگی با تمامی رنگ‌ها و احساساتش، همواره فرصتی برای شادی و تسلی در دل‌های داغ‌دیده دارد.