شمارهٔ ۵۰۸ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
جذب نگهت جام می از تاک برآرد
گیرایی چشمت مژه از خاک برآرد
از گریه ما مستی چشم تو نظر باز
دستی به دعای سحری تاک برآرد
روح شهدا منصب پروانه بگیرند
روزی که شهید تو سر از خاک برآرد
بر دل چه امید آه که جولان اگر این است
گرد از سپه دیده نمناک برآرد
در خلوت خاموشی ما دود چراغی است
آن ناله که دود از دل افلاک برآرد
خلعت ز پرستاری مرهم نستاند
آن دل که سر از پیرهن چاک برآرد
برخاک اسیر تو گل ولاله حرام است
چیزی که برآید نظر پاک برآرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به موضوعاتی چون عشق، پیوند با شهدا، و زیباییهای وجود انسان اشاره دارد. شاعر از تأثیرات عشق و نگاه معشوق بر دل سخن میگوید و به خوبی و زیباییهای روح انسانی و شهادت تأکید میکند. او ابراز میکند که حتی در زمانهای سخت و در حزن، دل انسان میتواند امید و نور را بیابد. در نهایت، شاعر به ناچیز بودن دنیا و ارزشهای معنوی اشاره میکند و میگوید که زیبایی حقیقی از باطن و نیت پاک انسان برمیآید.