نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۱۹ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

چنگ دل از نغمه‌ای نی از نوایی می‌برد

هر خراش ناله‌ای راهی به جایی می‌برد

ناله نی حسن مجلس را پریشان طرّه‌ای است

هر دل از شوخی به تاراج هوایی می‌برد

حاصل دیوانه آب از شبنم گل می‌خورد

سبزه‌اش تاب از نسیم جعد سنبل می‌برد

بی‌خودی گل می‌کند از نالهٔ نی در دلم

نیستان پنداری آب از چشم بلبل می‌برد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به تأثیر موسیقی و نواهایی که از نی می‌شنود اشاره می‌کند. نغمه نی دل را می‌برد و ناله‌ها و خراش‌های آن هر کدام به نوعی درد و حس را منتقل می‌کنند. ناله نی به زیبایی مجلس لطمه می‌زند و هر کسی با شوخی به نوعی درگیر می‌شود. شاعر به دیوانگی و احساس ارتبط با طبیعت اشاره می‌کند، جایی که آب و شبنم تحت تأثیر نسیم قرار می‌گیرند و گل به خاطر ناله نی در دل شاعر شکوفا می‌شود. در نهایت، تصویرسازی زیبایی از این احساسات و ارتباط با طبیعت ارائه می‌شود.