شمارهٔ ۵۳۲ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
گریبان رشک گلشن می توان کرد
گل چاکی به دامن می توان کرد
بنازم انتقام سینه صافی
چها با جان دشمن می توان کرد
چمن پیرا ندانم جلوه کیست
گل ناچیده خرمن می توان کرد
به کشتی رام یک دل می توان بود
تماشای رمیدن می توان کرد
گداز حیرتم کامل عیار است
مرا در ساغر من می توان کرد؟
غبارم کرد اسیر آن گردش چشم
طواف مشهد من می توان کرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به بیان احساسات و افکار خود درباره عشق و زیبایی میپردازد. او میگوید که میتوان با عشق و زیبایی روزگار را تغییر داد و از انتقام و حسرت در دل لذت برد. اشاره به گلها و چمنها به زیبایی و لطافت عشق اشاره دارد. شاعر همچنین به قدرت دل و احساسات در برابر چالشهای زندگی اشاره کرده و به جذابیتهای دنیای عشق و حیرت در آن پرداخته است. در نهایت، او از سرگردانی در دنیای عشق و زیبایی سخن میگوید و به جذابیتهای آن اشاره دارد.