شمارهٔ ۵۳۶ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
زبان ناله پر از شوخی تحریر می گیرد
دعا پنداری امشب دامن تأثیر می گیرد
شبنم آیینه دارد در بغل از صبح سرشاری
فروغ روشنی دارد چو شمعی دیر می گیرد
چه گلها می توان چید از دل دیوانه مستی
که دستی جام و دستی حلقه زنجیر می گیرد
ز عکس آیینه لافی با دل من می تواند زد
اگر مرد است جا در بزم بی تصویر می گیرد
اسیر از گوشه چشم تو با افلاک می گردد
غبار دشت مجنون تو باج از شیر می گیرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی احساساتی عمیق و عاشقانه را به تصویر میکشد. شاعر با زبانی پر از شوخی و ناله، به تأثیر دعا و شبنم در سر و دل خود اشاره میکند. او به زیبایی گلهایی که میتوان از مستی دل چید، اشاره میکند و به زنجیری که عشق بر دستش میزند، مینگرد. همچنین، شاعر از قدرت بیتصویری و تأثیر آن بر دلش سخن میگوید و به واقعیت اسیری و عشق خود در کنار معشوقش اشاره میکند. در نهایت، او به غبار دشت و مجنون بودن خود در پی عشق اشاره میکند.