نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۴۹ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

جایی که حکم ناله شبگیر می رسد

غافل مشو که تیر پی تیر می رسد

بی او نمی شود سر و برگ جنون درست

دل را نسب به حلقه زنجیر می رسد

شد بیستون حوصله جان سختی خمار

فرهاد برق تیشه می دیر می رسد

گردم بهانه جو شده پرواز می کند

گر زود می رسد به سرم دیر می رسد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات عاشقانه و دردناک می‌پردازد. شاعر به ناله و فراق اشاره می‌کند و بیان می‌دارد که بدون معشوق نمی‌تواند به آرامش برسد. همچنین به سختی‌های غم و انتظار اشاره دارد و می‌گوید که در انتظار رسیدن معشوق است، اما این انتظار به کندی می‌گذرد و به نوعی ناامیدی را منتقل می‌کند. شعر حالت فشرده و عاطفی از عشق و longing (اشتیاق) را نشان می‌دهد.