نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۵۱ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

دل اگر گم شده دلدار سلامت باشد

هر چه خواهد بشود یار سلامت باشد

وصل حیران رخت شوخی مژگان تو گشت

سر محرومی دیدار سلامت باشد

هستیم فرش مغیلان عدمم بستر نیش

یا رب آن گلبن بیخار سلامت باشد

زاهد از دست تو آخر به جلا خواهم زد

مستی کوچه و بازار سلامت باشد

در سر کوی تو مستانه دعایی داریم

بام و روزن در و دیوار سلامت باشد

جام جم گر شکند در صف مستان چه عجب

شیشه خانه خمار سلامت باشد

شد اسیر از گل راز غم پنهان تو خار

سر بیدردی اظهار سلامت باشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به بیان احساسات عمیق عاشقانه و آرزوهای خود می‌پردازد. او بر این باور است که اگر دلش گم شده باشد، وجود یار و سلامت او از هر چیز مهم‌تر است. با اشاره به زیبایی‌های یار، از درد دوری و وصال صحبت می‌کند و آرزو دارد که تمامی جنبه‌های زندگی‌اش با سلامت و آرامش همراه باشد. شاعر همچنین به زاهدان و مستی اشاره می‌کند و می‌خواهد که در کوی یار، هر چیزی به سلامت باشد. نهایتاً، با اشاره به غم‌های پنهان، خواهان این است که هر چه دل می‌طلبد و هر چه در زندگی‌اش می‌گذرد در سلامت باشد.