شمارهٔ ۵۷۹ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
دوستان فکری به حالم کرده اند
خون خواهشها حلالم کرده اند
معنیم را عین صورت دیده اند
دشمن جان حلالم کرده اند؟
شبنم هوشی به جوش آورده اند
غرق بحر انفعالم کرده اند
خانه زاد خط و خالم دیده اند
محرم بزم وصالم کرده اند
آه از این ترکان کشمیری نسب
طوطی بلبل مقالم کرده اند
خنده شادی نمی سازد مرا
سرخوش از جام ملالم کرده اند
دور گردی بیش می سازد به من
خوش نشین بزم حالم کرده اند
ساغر صورت به دستم داده اند
هر نفس معنی مآلم کرده اند
اخترم را چشم بد بادا سپند
پاره ای دور از وبالم کرده اند
دختر رز تا حرامت کرده ام
هر دو عالم را حلالم کرده اند
کرده ام تا ترک ملتها اسیر
مذهب و مشرب حلالم کرده اند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به توصیف حال و احوال خود میپردازد و از تأثیر دوستان و اطرافیان بر زندگیاش سخن میگوید. او میگوید که عشق و محبت از طرف آنها به او آرامش و حس خوبی بخشیده است. شاعر به مسائلی مانند هویت و معنای وجودی خود اشاره میکند و از چالشهای درونی خود میگوید. در عین حال، از زیباییها و لذتهای زندگی نیز یاد میکند، اما در عوض از غم و اندوهی که به آن دچار است، یادآوری میکند. به طور کلی، شعر بر تضادهای احساسات شاعر و تأثیر محیط و افراد بر او تأکید دارد.