نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۸۰ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

پاک بینان الفتی با داغ پنهان کرده اند

جای گل چون شعله آتش در گریبان کرده اند

فیضها دارد شب ناکامی ما در کمین

هر طرف صبحی در این ویرانه پنهان کرده اند

از نسیم صبح آب خنده گل می چکد

فیض را یک باغبان این گلستان کرده اند

سایه هر برگ این گلزار ابر رحمت است

کشته تیغ که را در خاک پنهان کرده اند

رنج راحت می کند دیوانه ام را تر دماغ

گل به دامنها به جای سنگ طفلان کرده اند

کعبه جویان سرگذشت شوق می دانند اسیر

جشنها در پای هر خار مغیلان کرده اند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این ابیات به توصیف حالت‌های ناامیدی و امید در زندگی می‌پردازد. او به کارهای پنهانی که به زیبایی و شادی منجر می‌شوند، اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که حتی در دل مصیبت‌ها، نشانه‌هایی از گل و خوشی وجود دارد. همچنین به تضاد میان درد و خوشی اشاره می‌کند و چگونگی یافتن شادی در میان رنج‌ها را شرح می‌دهد. به طور کلی، پیامی از امید در دل ناامیدی و زیبایی در سختی‌ها به تصویر کشیده شده است.