شمارهٔ ۵۸۴ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
فریب جلوه مستانه دادند
مرا از نقش پا پیمانه دادند
در صحرا به روی ما گشادند
کلید خانه دیوانه دادند؟
چرا آواره عالم نباشم
مرا در سایه دل خانه دادند
بهشت ارزانی مطلب پرستان
به رندان گوشه میخانه دادند
حریفان با خودش یکدل ندیدند
به زاهد سبحه صد دانه دادند
دو عالم را به یک آتش نشاندند
به بلبل هم پر پروانه دادند
سجود آشنایی کن دلی را
که ذوق صحبت بیگانه دادند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به احساس فریب و گیجی شاعر اشاره دارد. او از یک سو در جستجوی حقیقت و معناست و از سوی دیگر، به خاطر ظواهر فریبنده و وعدههای بیاساس به بیخانمانی و سردرگمی دچار شده است. شاعر از زندگی در دنیای پر از تزویر و خودخواهی میگوید و به طور خاص به تضادهایی که در روابط انسانی و مذهبی وجود دارد، اشاره میکند. او همچنین به این نکته میپردازد که چگونه افراد در جستجوی زیبایی و عرفان، ممکن است به ظواهر و ظلمات دچار شوند و حقیقت را گم کنند. در نهایت، شاعر خواستار شناخت عمیقتری از خود و ارتباطات واقعی است.