نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۸۷ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

از وفا صافدلانی که می ناب خورند

تا قیامت ز ملامت زدگی تاب خورند

باده بر طلعت خورشید گل رسوایی است

مفت رندان که می از ساغر مهتاب خورند

چقدر خنده که بر اهل وفا دارم های

می ننوشند و کباب از دل احباب خورند

اهل عرفان که به چشم تر ما می خندند

چون خرابی چقدر سیلی سیلاب خورند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف تجربه‌های عاشقانه و معنوی پرداخته و از عشق و وفا در جمع رندان و عرفا صحبت می‌کند. شاعر بیان می‌کند که افرادی که می‌ناب یا شراب می‌نوشند، با وجود ملامت‌ها و مشکلات، همچنان به شادابی و لذت از زندگی ادامه می‌دهند. آنها در کنار یکدیگر از زیبایی‌ها و لذت‌ها بهره‌ می‌برند و حتی در میان چالش‌ها، همچنان از عشق و دوستی تغذیه می‌کنند. در نهایت، شعر نشان می‌دهد که عشق و وفا به معنای واقعی کلمه فراتر از ملامت‌ها و سختی‌هاست.