شمارهٔ ۵۸۶ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
عاجزان چون نام غیرت می برند
جوهر از شمشیر نصرت می برند
تحفه رنگ آمیزی خجلت بس است
گر به درگاه شفاعت می برند
در تحمل بیقراری بیشتر
صبرکیشان عرض طاقت می برند
دل به غارت داده سربازان عشق
رنگ از روی نصیحت می برند
داد از این وحشی نگاهان کز فسون
خویش را از یاد الفت می برند
صرفه در جولان بیباکانه نیست
خاکساران پی به عزت می برند
حال ما گر قدسیان دانند اسیر
دل زهم در وقت فرصت می برند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر به موضوعات مختلفی اشاره شده است. شاعر از نیروی غیرت و دلایل آن صحبت میکند و به نقش شجاعت و نصرت در زندگی اشاره دارد. از احساس خجلت و عجز نیز سخن میگوید و بر این نکته تأکید میکند که در درگاه الهی، شفاعت و دعا میتواند کمک کند. شاعر به صبر و تحمل در مواجهه با بیقراری اشاره میکند و خاطرنشان میسازد که عاشقان و دلباختگان ممکن است در اثر عشق، تحت تأثیر جلسات نصیحت قرار گیرند. به دنبال آن، از نگاههای وحشی و تاثیری که بر یاد و الفت دارد، ابراز نگرانی میکند و به این نتیجه میرسد که در دنیای بیپروا، خاکساران میتوانند به عزت دست یابند. در نهایت از حال اسیران میگوید، و یادآوری میکند که برای آزاد شدن، باید فرصتی را غنیمت شمرد و به دلها توجه کرد.