نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۹۲ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

آنانکه هوس مائده کام شناسند

هر ساغر کم حوصله را جام شناسند

راحت طلبان لذت اندوه چه دانند

این طایفه غم را مگر از نام شناسند

زنار ز تسبیح ندانند اسیران

هر تاری از این سلسله را دام شناسد

جمعی که ندانند هوس را ز محبت

بیدردم اگر کفر ز اسلام شناسد

در عشق بجز عشق نداریم پناهی

مرغان گرفتار همین دام شناسند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره افرادی است که فقط لذت‌ها و خوشی‌ها را می‌شناسند و از درد و رنج آگاه نیستند. آنان که در دام عشق گرفتارند، هر بند از این دام را می‌شناسند، اما کسانی که تفاوت بین هوس و محبت را نمی‌دانند، نمی‌توانند حقیقت را درک کنند. در نهایت، شاعر می‌گوید که تنها پناهگاه ما در عشق، خود عشق است و پرندگان گرفتار این دام نیز به همین واقعیت آگاهند.