نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۱۰ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

گر سر و کار کسی با دل نبود

اینقدرها کارها مشکل نبود

گرد مجنون کی ز صحرا می نشست

نقش پای ناقه گر محمل نبود

قاصد آوارگی تا می رسید

گرد ما در دامن منزل نبود

خضر خود می داند وعمر دراز

ما چه می کردیم اگر قاتل نبود

یاد ایام گرفتاری اسیر

بیقراری از دلم غافل نبود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات و مشکلات ناشی از عشق و دلتنگی می‌پردازد. شاعر اشاره می‌کند که اگر دل در کار نباشد، بسیاری از مسائل ساده‌تر می‌شوند. او به مجنون و عشق او به لیلی اشاره می‌کند و می‌گوید که اگر عشق نبود، بسیاری از دردها و غم‌ها نیز وجود نمی‌داشت. همچنین، شاعر به بی‌قراری و یادآوری روزهای سخت اسارت اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که این خاطرات بدون تأثیر بر دلش نیستند. در نهایت، او به زندگی و شرایطش می‌پردازد و لزوم عشق و احساسات را در زندگی نشان می‌دهد.