شمارهٔ ۶۱۹ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
ترک مستم را اگر چین بر جبین پیدا شود
حیرتستان هلال آتشین پیدا شود
از صدف گردیده دریا را زبان کام نهنگ
گوهر مقصود یعنی اینچنین پیدا شود
بس که پرکار است صیاد شکار انداز ما
در نظر هر دم به رنگی از کمین پیدا شود
می شوی فرمانروای مصر اشک و درد و داغ
از شکست دل گرت نقش نگین پیدا شود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این اشعار، شاعر به توصیف حالتهای درونی و احساسات عمیق خود میپردازد. او بیان میکند که اگر از چهرهاش نشانهای از غم و اندوه پیدا شود، این احساسات او را در حیرت و شگفتی میاندازد. همچنین به عمق دریا و رازهای آن اشاره میکند و میگوید که گوینده نهنگ (به عنوان نماد بزرگی و عمق) به دنبال گوهر مقصود است. در ادامه، شاعر اشاره به تلاش و کمین شکار صیاد میکند که به شگفتی و شگفتیهای زندگی رنگ و بویی میدهد. در نهایت، او به احساسات عاطفی خود و تبدیل شدن به "فرمانروای مصر" از درد و اشک و شکست دل اشاره میکند و میگوید این تجربیات عمیق میتوانند خوشبختی و آرامش را به همراه داشته باشند.