شمارهٔ ۶۲۱ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
گر شبی یاد تو دور از جان غمگینم شود
خواب سنگین همچو شمع کشته بالینم شود
همچو آب از جوهر تیغت روان سازم سبق
تا زبانت آشنای حرف تحسینم شود
از دم تیغ تو احیای شهادت کرده ام
آسمان گو بعد از این شرمنده کینم شود
کی به ساحل چون حباب از بحر گردانم عنان
موج طوفان گر به جای خانه زینم شود
گر نسازم تازه ایمان را به یاد او اسیر
عشق خصم بتپرستیهای دیرینم شود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره احساس عمیق عشق و دلتنگی است. شاعر در لحظاتی از غم و یاد معشوق صحبت میکند و از تأثیرات عمیق این عشق بر روح و جانش میگوید. او میگوید که یاد معشوق میتواند آنقدر قوی باشد که خواب را از چشمش برباید و او را به حالت غمگینی فرو ببرد. همچنین، به قدرت عشق و تأثیر آن بر ایمان و حقیقت اشاره میکند و از نیاز به تازگی ایمان در برابر کهنهپرستیها سخن میگوید. در کل، این شعر به تأمل در عشق، غم و جستجوی حقیقت میپردازد.