شمارهٔ ۶۳۲ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
از آتش ما گر نفسی دود برآید
از شرم نگاهش عرق آلود برآید
لبریز چه شور است دگر انجمن ما
کز هر جگری ناله نمکسود برآید
از غیرت آهم گل عشقی نتوان چید
آتش بود آن لاله کز او دود برآید
گلچین فریبش نشود زخم دل ما
الماس گر از مرهم بهبود برآید
جایی که نگاهت سخن از حوصله پرسد
دل گر همه بود است که نابود برآید
از غم چه گریزی که ز همراهی عشقت
گر بود دل از تربت محمود برآید
جایی که اسیر تو کند نغمه سرایی
دود از جگر زمزمه عود برآید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساساتی عمیق و عاشقانه پرداخته است. شاعر با استفاده از تصاویری مانند آتش، دود و گل، از عواطف شدید و درونی خود سخن میگوید. او به شرم و نالهی دل اشاره میکند و نشان میدهد که عشق و درد جدایی چگونه وجود او را تحت تأثیر قرار داده است. همچنین، از غیرت و شور عاشقانه سخن میگوید و به این نکته میپردازد که عشق واقعی و صادقانه به راحتی نمیتواند جایی برای آرامش بگذارد و همواره در دل درد و غم وجود دارد. به طور کلی، این شعر به خوبی حس و حال عاشقانه و غمگین شاعر را به تصویر میکشد.