شمارهٔ ۶۳۶ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
غباری از طواف کعبه مقصود می آید
کز استقبال او خورشید گردآلود می آید
جواب خویش را پیش از نوشتن می توان دانست
اگر قاصد نباشد نامه ما زود می آید
به دامان گهر سودا نمودم دانه اشکی
چه دانستم که تاراج زیان از سود می آید
شهادت می کند سرسبز کشت بی نیازان را
که کار ابر فیض از تیغ خون آلود می آید
اسیر از شکوه بیداد کیشان اینقدر دانم
که غافل شکرم از دل بر زبان خشنود می آید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی از تجلیات معنوی و دینی سخن میگوید. او به طواف کعبه اشاره میکند و بیان میکند که نور و حقیقت از آنجا میتابد. شاعر میگوید که پاسخ به سوالات خود را میتوان پیش از نوشتن پیدا کرد، و انتظار میرود که پیامها به سرعت برسند. همچنین به تلخی از جدایی و ناراحتی خود اشاره میکند و به اثرات منفی که از عشق و احساساتش به دست آورده، اشاره دارد. در نهایت، او به فقیران و نیازمندان اشاره میکند و به این نکته میرسد که در دل انسانهای بیدادگری که شکرگزاری و خوشحالی را فراموش کردهاند، احساس رضایت و شکرگزاری وجود ندارد.