شمارهٔ ۶۴۴ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
چقدرها ز رهت نشو و نما می روید
گل جدا سرو جدا لاله جدا می روید
باغبان گو نظر و دیده حیرت بگشا
سیرگلزار جهان کن که چها می روید
دیده شمع قدان روشن از این سرمه راز
پر پروانه ز خاکستر ما می روید
شمع مجلس اگر از سرو قدت یاد کند
جای کاهیدن از او نشو و نما می روید
بسکه شبنم زده شد ز آبله پای اسیر
خار صحرای جنون سبزه نما می روید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر زیباییهای طبیعت و تحولاتی است که در آن رخ میدهد. شاعر به تماشای گلها و رشد آنها میپردازد و از باغبان میخواهد تا به زیباییها دقت کند. همچنین به شمعی که روشنایی میبخشد و به یاد سرو قد میافتد اشاره میکند. در آخر، به نقش شبنم و تأثیر آن بر روی طبیعت و رشد سبزهها اشاره میکند، که حتی در شرایط سخت نیز زیبایی میروید. به طور کلی، شعر به تمایز و زیباییهای طبیعت و چگونگی رشد و شکوفایی آنها میپردازد.