شمارهٔ ۶۴۶ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
ندیدنی است بساط جهان قدم بردار
نوشتنی است حدیث جنون قلم بردار
چه تحفه بهتر از این می بری که بنماید
برای زندگی آیینه عدم بردار
قدم به معرکه دل نهادن آسان نیست
چو شعله یک تنه هم تیغ و هم علم بردار
گل همیشه بهار است سینه صافیها
ز دور ساغر ما نسخه ارم بردار
بهار گلشن شهرت نشان زنده دلی است
بنوش باده و عبرت ز جام جم بردار
سواد دفتر بینش به سعی نیست اسیر
هزار نسخه باطل ز روی هم بردار
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به بررسی دنیا و زندگی میپردازد و به اهمیت مشاهده و درک عمیق از وجود اشاره میکند. او میگوید که برای درک واقعیات، باید قلم به دست گرفت و به نوشتن حقیقتها پرداخت. زندگی را به آیینهای تشبیه میکند که واقعیتها را نشان میدهد. شاعر همچنین بر دشواری ورود به معرکه احساسات و تصمیمگیریها تاکید دارد و بیان میکند که باید با شجاعت و اراده پیش رفت. در نهایت، به زیبایی و سرزندگی بهار اشاره میکند و توصیه میکند که باید از تجربیات و عبرتها استفاده کرد و از نسخههای نادرست زندگی پرهیز کرد.