شمارهٔ ۶۵۷ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
سینه صافی با عداوت خویشتر
دشمنیها مصلحت اندیشتر
راه شوق است اینکه دل پر می زند
سبقت واماندگیها بیشتر
قرب دوری محرم بیگانگی
آشنایی بیشتر از پیشتر
دوستکامم دوستکامم دوستکام
خاطر چرخ از ملالم ریشتر
دل جراحت زار سنگ آیینه شد
ساده لوحیها مآل اندیشتر
خون خود کردم حلال ای دشمنان
می خورد زخم از رگ من نیشتر
چشم بر لطف کسی دارد اسیر
بیشتر از بیشتر از بیشتر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به بیان احساسات و تجربیات عمیق خود در مورد دوستانی که به آنها عشق میورزد و دشمنانی که با آنها درگیر است، میپردازد. سینه صاف نماد صداقت و بیریایی است، در حالی که عداوت و دشمنیها به نوعی تدبیر میشود. او اشاره میکند که عشق و شوق قلبی، منجر به حرکت به سوی جلو میشود و ناراحتیها و موانع در این مسیر بیشتر حس میشوند. همچنین، دوری از عزیزان حس غم و جدایی را افزایش میدهد، در حالی که آشنایی و نزدیک بودن با دیگران از گذشته بیشتر شده است. شاعر از درد و جراحتهای روحی خود سخن میگوید و در نهایت، نیاز به لطف و محبت کسی را در زندگی خود بسیار حس میکند.