نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۵۸ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

بیتابم ز حوصله صاحب کمال تر

بد مستیم ز توبه بیجا وبال تر

آهم غبار جلوه و اشکم شرر نسب

آیینه از جمال تو پر خط و خال تر

ابر غبار تربت ما ذره بار شد

خورشید جلوه های رسا بی زوال تر

قامت رسا و جلوه مستانه خوش نما

باغ قیامت است تماشا نهال تر

تعبیر خواب فتنه پریشانی دل است

آشفتگی زلف تو فرخنده فال تر

بهتر ز خون بی رگ ما خاک خفتگان

درد فنا ز کوثر هستی زلال تر

پرواز می کنم که اسیر تو گشته ام

در دام بیقراریم آسوده بال تر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به احساسات عمیق و پیچیده شاعر در مورد عشق و دردهای ناشی از آن اشاره دارد. شاعر از بی‌تابی و دل‌زدگی خود می‌گوید و به حالت‌های مختلفی که عشق و زیبایی معشوقش بر او می‌گذارد، اشاره می‌کند. او از رقت و عشق درونی خود سخن می‌گوید و به تضادهایی مانند آزادگی و اسیری در دل می‌پردازد. در کل، این ابیات احساسی غنی از عشق و دلتنگی و زیبایی را به تصویر می‌کشند و نشان‌دهنده پیوند عمیق شاعر با معشوق و تأثیرات آن بر زندگی‌اش هستند.