نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۶۶ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

زنجیر شوق ما شده روز و شب دگر

بخت دگر سپهر دگر کوکب دگر

یاد دعا نکرده ریاض اثر شکفت

از فیض دل نماند مرا مطلب دگر

حرفی به گوش سیلی استاد می کشم

پر کرده ام کتاب دل از مکتب دگر

یاران طبیب ساقی و ساقی طبیب ما

جان در خمار دیگر و دل در تب دگر

صید اثر شکاری وحشی نگاه کیست

هر لحظه بیخودانه کنم یا رب دگر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این بیت‌ها از احساسات عمیق و تغییر در زندگی‌اش سخن می‌گوید. او به زنجیری از شوق اشاره می‌کند که روز و شب او را در بر گرفته و به تغییرات جدید در زندگی‌اش اشاره می‌کند. در این میان، او از اثر دعاهایی که نکرده صحبت می‌کند و به فقدان چیزی در دلش اشاره دارد. همچنین، او از عشق، دوستی و دردهای درونی‌اش می‌گوید و به جست‌وجوی معشوق و زیبایی‌های ناگفته می‌پردازد، که تمامی این موارد نشان‌دهنده‌ی یک حال درونی پرشور و ناآرام است.