نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۷ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

چه دردسر دهم دیوانگی با سخت‌جانی را

غرورش طعن الفت می‌زند شیرین و لیلی را

لباس عاریت را اختیار از دیگران باشد

ز منصب‌های گوناگون چه حاصل اهل دنیی را

ز عکس شبنمی طوفان بحر آتشی بیند

اگر گلچین کند آیینهٔ دل پیش‌بینی را

جزایی می‌دهد هرکس به رنگی در مکافاتش

بود هر مجمعی حشر خجالت دزد معنی را

غبارم نقش بالین می‌شود خواب قیامت را

چنین گرمی دهد نازت شراب سرگرانی را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی دردسرها و پیچیدگی‌های عشق و زندگی می‌پردازد. شاعر از احساسات عاشقانه و ناپایداری‌های دنیا صحبت می‌کند، به خصوص اینکه افراد در روابط خود چه تجربیات و عواطفی را می‌چشند. او به انتقاد از وابستگی به ظواهر (مانند لباس عاریتی) و بی‌فایدگی جستجوی مقام‌های دنیوی اشاره می‌کند. در نهایت، شاعر به شدت احساسات و تبعات آن‌ها در زندگی اشاره می‌کند و اشاره می‌کند که هر کس بر اساس اعمالش پاداش و کیفر می‌بیند. شعر به عمق احساسات انسانی و تناقض‌های آن می‌پردازد.