نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۹۲ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

ای چشم و چراغ آفرینش

رنگین گل باغ آفرینش

از رایحه بهار خلقت

گلدسته دماغ آفرینش

از باده حقشناسی تو

دل گشته ایاغ آفرینش

مست است اسیر در ره تو

از جام سراغ آفرینش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی و شگفتی‌های آفرینش می‌پردازد. شاعر با استفاده از تصاویری شاعرانه، به ستایش زیبایی‌ها و نعمت‌های طبیعت و همچنین اهمیت وجودی فردی خاص اشاره می‌کند که به نوعی نور و روشنایی زندگی به شمار می‌آید. این شخصیت به عنوان نمادی از شکرگزاری و عشق به آفرینش مطرح شده و باده‌ای که از آن می‌نوشد، نشان از سرمستی و شگفتی در برابر جهان دارد.