نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۰۲ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

پرکاری معشوق نهان است در این باغ

هر جلوه ز هر شیوه نشان است در این باغ

صبح طرب از باده کشان است در این باغ

آن گل که نخندید خزان است در این باغ

هر تازه نهال از خم آغوش نسیمی

در صید نظر تیر و کمان است در این باغ

هر لاله که شبنم زده شوخی داغ است

صبحی ز شب وصل عیان است در این باغ

هر برگ گل از شرم نظر بازی نرگس

شوخی عرق از چهره نشان است در این باغ

غفلت نشود رهزن بیداری شبنم

باد سحری خواب گران است در این باغ

با فیض دم پیر صفا هست و اثرها

هر سبزه نو رسته جوان است در این باغ

گلزار عجب قافله گاه است به صورت

با هر جرس غنچه فغان است در این باغ

بلبل شده سوداگر بازار نزاکت

هر رنگ گلی جنس گران است در این باغ

از اطلس و زربفت و فرنگی و ختایی

خوش بر سر هم چیده دکان است در این باغ

هر جام بلورین که شد از عکس چمن سبز

از طوطی (و) آیینه نشان است در این باغ

بی ساغر می خنده بیرنگی گلها

خمیازه ماه رمضان است در این باغ

دیوانگیش گل کند از سایه سروی

با شوق اسیر تو کمان است در این باغ

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعری در این شعر به وصف زیبایی‌ها و شگفتی‌های یک باغ می‌پردازد. او از جذابیت‌های معشوقه، رنگ‌های گل‌ها، بوی دل‌چسب گیاهان و جلوه‌های طبیعت سخن می‌گوید. باغ را به عنوان مکانی سرشار از شادی و زندگی معرفی می‌کند که هر بخش آن نماد زیبایی و عشق است. همچنین اشاره‌ای به گذر زمان و تاثیری که بر روی گل‌ها و گیاهان دارد، می‌کند و از شب‌ها و سحرها به عنوان زمان‌های خاص و حائز اهمیت در این باغ یاد می‌کند. به‌طور کلی، شعر حس زندگی و طراوت را به تصویر می‌کشد و خواننده را به دنیای پر رمز و راز طبیعت دعوت می‌کند.