شمارهٔ ۷۰۹ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
دارم دلی به سینه چو کژدم به زیر خاک
رحم است برگزیده انجم به زیر خاک
عالم خزانه دار سرشک روان ماست
گنج روان چرا نشود گم به زیر خاک
بستیم رخت و کم نشد اسباب سوختن
این مشت استخوان شده هیزم به زیر خاک
در بند نارسایی سعی است کار خلق
بی دام نیست دانه مردم به زیر خاک
دلکش تر است زمزمه در پرده فنا
مجنون فکند شور ترنم به زیر خاک
چون موج اسیر محشر ما بحر رحمت است
کی می رود شهید تظلم به زیر خاک
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به موضوعات عمیق انسانی و معنوی پرداخته است. شاعر از دلتنگی و درد درونی خود سخن میگوید و به نمادهایی چون کژدم و خاک اشاره میکند. او نشان میدهد که احساسات و روح انسان در نهایت به زیر خاک میرود و گم نمیشود. این شعر به مسائلی چون زندگی، مرگ، و تلاش برای یافتن معنا در زندگی اشاره دارد. در نهایت، شاعر به امید و رحمت الهی اشاره میکند و بیان میکند که درد و رنج انسان همواره وجود دارد، اما در عین حال، وجود رحمت و محبت نیز برای او دلگرم کننده است.