نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۱۳ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

جلوه حسنت چمن پرداز گل

خنده گل شوخی گل ناز گل

رتبه شوخی ز رعنایی گذشت

جلوه شمشاد پا انداز گل

با خیالت سینه ها گلزارها

می توان از دل شنید آواز گل

گریه ها در خنده پنهان کرده است

از لب ساغر کشیدم راز گل

گریه می آید مرا بر عندلیب

دیده ام تا خنده غماز گل

ما و گلزار اطاعت پیشگی

می کشم از خار دست انداز گل

بسته ام دل بر تماشای اسیر

داده ام آیینه را پرداز گل

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و جذابیت گل‌ها و احساساتی که آنها برانگیخته می‌کنند، پرداخته است. شاعر از ویژگی‌های ظاهری گل‌ها سخن می‌گوید و با استفاده از تمثیل، ارتباط عمیق‌تری با گل‌ها و طبیعت برقرار می‌کند. او به کنایه از شادی و غم در وجود انسان‌ها می‌پردازد و نشان می‌دهد که گاهی در پس خنده‌ها اشک‌ها نهفته است. نوعی رنج و عشق به زیبایی‌های طبیعی در این شعر مشهود است و شاعر به تاثیر گل‌ها بر روی احساسات و افکار خود اشاره می‌کند. در نهایت، این اثر به عشق و زیبایی طبیعت و نقش آن در زندگی انسان‌ها می‌پردازد.