شمارهٔ ۷۱۶ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
سرگرم داغ دل نکند آرزوی گل
عاشق گل نظاره نچیند ز روی گل
گر صبحدم به سیر گلستان گذر کنی
چون بوی گل به یاد رود رنگ و بوی گل
زان طره گر مشام صبا مشکبو شود
گردد دماغ نافه پریشان ز بوی گل
تا گشته عارضش ز می آتشفشان اسیر
خون گشته رنگ در دل پر آرزوی گل
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و دلربایی گل اشاره میکند و احساسات عمیق عاشقانه شاعر را نسبت به آن بیان میکند. شاعر با توصیف بوی گل و زیباییهایش، عشق و آرزوی خود را به تصویر میکشد و میگوید حتی اگر صبح به باغ گل بروی، یاد و خاطره گل همیشه در ذهنت باقی خواهد ماند. همچنین، اشاره به جذابیت و لطافت گل باعث میشود که احساسات شاعر برانگیخته شود و قلبش در آرزوی آن به تپش بیفتد. در واقع، گل نماد زیبایی و عشق در شعر است.