نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۱۷ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

بر تنم گردیده نقش بوریا تصویر دام

زیر سقف آسمانم همچو مرغ زیر دام

بی فریب دانه ای صید گرفتاری شدم

از هجوم بی نیازی کرده ام تسخیر دام

بسکه داریم آرزوی لذت بسمل شدن

خون صید ما نخواهد گشت دامنگیر دام

هست بر آسودگان ذوق گرفتاری حرام

خاک بر سر باد مرغی را که شد دلگیر دام

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر احساس در بندی و ناتوانی را به تصویر می‌کشد. او خود را مانند مرغی در دام می‌بیند که تحت فشار و در زیر آسمان احساس محبوسی می‌کند. با اینکه تمایل به لذت و آزادی دارد، اما واقعیت زندگی او این است که گرفتار و تسلیم شرایط شده است. او به آرزوهایش اشاره می‌کند و می‌گوید که حتی اگر برای لذت از زندگی خود تلاش کند، این تلاش نتیجه‌ای نخواهد داشت. در انتها، اشاره به بی‌اثر بودن سعی‌ها بر وضعیت او و دیگران می‌کند.