نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۳۲ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

گر گمان وصل آن نامهربان می داشتم

می سپردم جان و صد منت به جان می داشتم

اینقدر تأثیر می بوده است عشق پاک را

کافرم گر لطف او برخود گمان می داشتم

گر ز حیرت مهر خاموشی نبودی بر لبم

می زدم آتش به عالم تا زبان می داشتم

ز آستانش پاک می گردد غبار غم اسیر

گر در آن کو اختیار پاسبان می داشتم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر عمیق‌ترین احساسات عاشقانه است. شاعر می‌گوید اگر گمان می‌کرد که محبوبش به او وصل می‌شود، جان و دلش را به او می‌سپرد. عشق او به محبوب تا حدی عمیق است که حتی اگر درک کند که نمی‌تواند به او برسد، همچنان در حیرت و شگفتی باقی می‌ماند. همچنین شاعر اشاره می‌کند که اگر امکانات و اختیارات بیشتری داشت، می‌توانست غم و مشکلاتش را از بین ببرد. در مجموع، شعر درباره عشق و آرزوهای ناکام صحبت می‌کند.