نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۴۰ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

غمی رنگین تر از گلزار دارم

دلی چون ساغر سرشار دارم

بهارم را محبت باغبان است

گلی در سایه هر خار دارم

خموشی تر زبان گفتار گستاخ

چه گویم گفتگو بسیار دارم

چرا بلبل نباشد مو به مویم

گل داغ تو در گلزار دارم

از این دیو اختلاطان می گریزم

بیا تا قوت رفتار دارم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این اشعار از غم و شادی‌های خود سخن می‌گوید. او دلی پر از احساسات دارد و بهار زندگی‌اش را به محبت دیگری نسبت می‌دهد. او در عین حال به تنهایی و خموشی خود اشاره می‌کند و گله‌هایش را نسبت به عشقش بیان می‌کند. در نهایت، او به دنبال رهایی از مشکلات و دردهایش است و از طرفی امید به بهتر شدن را در دل دارد.