نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۶۴ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

در نظر نقش و نگارت می کشم

تا نفس دارم خمارت می کشم

می شوم خاک و گلستان می شوم

حلقه در گوش بهارت می کشم

سینه از داغت بر آتش می زنم

درد یاری در دیارت می کشم

در سر مستی ز ساغر بیخبر

حرف لعل میگسارت می کشم

بزم یکرنگی است مشق دوستی

از دل خود انتظارت می کشم

خاک می گردم به راه وعده ای

انتقام از انتظارت می کشم

پر به صبر خویش می نازی اسیر

حلقه در گوش قرارت می کشم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این ابیات به عمق عشق و انتظار خود اشاره می‌کند. او با توصیف زیبایی و نقش معشوق، عشقش را در دلش زنده نگه می‌دارد و به خاطر زیبایی‌های او خود را فدای محبتش می‌کند. او با اشتیاق به یاد معشوق است و احساس درد و آتش در دلش به خاطر دوری او حس می‌کند. در نهایت، شاعر از صبر و انتظارش برای رسیدن به معشوق سخن می‌گوید و به شیوه‌ای شاعرانه عشق و دوستی را به تصویر می‌کشد.