شمارهٔ ۷۶۵ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
تفسیر خموشی شده گویایی عشقم
شرمنده احسان شکیبایی عشقم
نشناخته ام جلوه او را زخیالش
چون دیده نظر کرده بینایی عشقم
از غنچه رازم گل اظهار توان چید
دل ساخته لب تشنه رسوایی عشقم
عمری است که حیرانم و از شرم نگاهت
نشمرده کس از خیل تماشایی عشقم
تا چند اسیر تو چه پروانه شود داغ
از گرمی هنگامه تنهایی عشقم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساسات عمیق و پیچیده عاشقانه است. گوینده شگفتزده از زیبایی معشوقش است و به خموشیاش اشاره دارد که در واقع میتواند بیانگر عشق و عاطفه او باشد. او از عدم شناخت کامل از معشوقش و احساس شرم در نگاه او صحبت میکند و به احساسات درونیش که به خاطر این عشق پرشور آکنده از حسرت و حیرت است، اشاره میکند. شاعر در نهایت به گرفتار شدن در دنیای عشق اشاره دارد و احساس تنهایی را در این مسیر بیان میکند.